حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

652

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

آسياى صغير رفت و فرش ازمير در اروپا مرغوب شد ، غرناطه نيز فرش نكو ميبافت و در اين هنر از مشرق جلوتر رفته بود . بگفته جاحظ نكوترين پارچه ابريشم از مصر بود سپس از خوزستان . در شاپور و كوفه و گور كه در جنوب فارس بود از بنفشه و نيلوفر و سوسن و زنبق و نارنج عطرهاى ممتاز ميكشيدند : گلاب اعلا خاص گور بود كه تا چين و هند و يمن و مصر و افريقا و اندلس ميرفت . كاغذسازى بدوران دوم عباسى رواج يافت ، تا اوايل اين دوران اوراق بردى مصر كه برگ يك قسم گياه بود بجاى كاغذ به كار ميرفت ، از آن پس كاغذ كه بقرن چهارم از چين بقلمرو اسلام آمده بود جاى آن را گرفت . سمرقند بهنر كاغذسازى شهره شد و ميگفتند كاغذ سمرقند ، رونق از كاغذ مصر برده است . كاغذسازى در دمشق و طبريه و طرابلس شام نيز بود اما شهرت سمرقند بجاى خود بود . ابن فقيه همدانى در باب صنعت آهن فارس گويد : " خدا آهن را براى اينقوم نرم كرده و مسخر ايشان شده كه هرچه خواهند از آن كنند و قفل و آئينه و شمشير و زره از همه جا نكوتر سازند . " تجارت بدوران دوم عباسى تجارت در قلمرو ايشان رواج بيشتر يافت و اسكندريه و بغداد دو مركز دنياى قديم مقياس قيمت و كالا شد و همه كالاى كمياب جهان در آنجا بدست ميآمد . راههاى كاروان‌رو سراسر امپراطورى را بهم و با همه دنيا مربوط ميكرد ، يكى راه بزرگ غرب بشرق بود كه از مصر ميگذشت و يهودان كه رقيبان بزرگ تجار عراق و ايران بودند بيشتر در اين راه ميرفتند . يهودان در اصفهان محله خاص داشتند كه يهوديه نام داشت و نيز بيشتر بازرگانان ششتر بهودان بودند كه خريد و فروش مرواريد خليج فارس را بدست داشتند . بازرگانان يهود از پرونس فرانسه راهى ميشدند ، مسلمانان ايشانرا تاجران دريائى يا به انتساب رود رون يهودان رونى نام ميدادند ، اينان به عربى و فارسى و رومى و فرانسه و سقلابى سخن ميگفتند و از ديار غرب كنيز و